روایت آیین چیدن گل محمدی و گلابگیری در کاشان، قمصر و نیاسر؛ جایی که حافظه بویایی از تصویر ماندگارتر میشود و گلاب، خاطره را در بطری نگه میدارد.
عروسی محلی ایران فقط جشن نیست؛ آرشیوی زنده از لباس سنتی، موسیقی بومی و رقصهای آیینی است که در شهرهای جدید کمرنگ شد. این روایت، ردشان را دنبال میکند.
موسیقی پاپ ایرانی چطور بین دلتنگی، امید جمعی و بازاریسازی شدید در نوسان است؟ از کاستهای دستبهدستشده تا هیتهای الگوریتمی امروز، این مقاله پاپ را بهعنوان آینهای ترکخوردهی خاطره و مصرف سریع میخواند.
بوی چوب گردو چرا اینقدر آراممان میکند؟ در این مقاله، از حافظه بویایی تا نجاریِ ایرانی و تضاد چوب طبیعی با امدیاف را حسی و تحلیلی مرور میکنیم.
حاجیفیروز را نه فقط یک رسم نوروزی، بلکه یک «شخصیت رسانهایِ شهر» ببینیم؛ با رنگ، صدا و شوخیهایی که بهار را در حافظه نوروزی ما خبر میکنند.
روایت و تحلیل «مانی فرهم» از صدای دار قالی مادربزرگ؛ اینکه برخورد تار و پود و شانهزدن چگونه به سند حافظه و زبان نوستالژی ما بدل میشود.
چرا هنوز با شنیدن چند ضرب ۶/۸ دهه هشتاد، بدنمان بیاختیار تکان میخورد؟ در این یادداشت، از مهمانیهای زیرزمینی تا عروسیهای خانوادگی، رد نوستالژی ۶/۸ و نقش آن در حافظه جمعی ایرانی را دنبال میکنیم.
چرا دستخط پدر و یادداشتهای کاغذی هنوز از طولانیترین چتهای پیامرسان صمیمیترند؟ در این یادداشت از بوی کاغذ، فشار قلم، لکه چای و حافظه جمعی میگوییم و سرنوشت دستخط را در عصر اسکرین جستوجو میکنیم.
بازگشت نویسنده به شهر و محله کودکی فقط سفر به گذشته نیست؛ لحظهای است که میفهمیم مکان، یکی از شخصیتهای اصلی هر روایت است و میتواند خاطرات ما را بازنویسی کند.
در این جستار از «صدای خوانندههایی که حالوهوای دههها را رقم زدند» رد صدا را از رادیوی ماشین پدر تا استریم موبایل امروز دنبال میکنیم؛ صداهایی که هرکدام آبوهوای عاطفی یک دوره از تاریخ ایران را در خود حمل میکنند.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405