رقص چوب در جنوب ایران آیینی است که با ضرباهنگ و بدنها، تعارض و آشتی را روایت میکند؛ خوانشی از حافظه جمعی، موسیقی بومی و نمادشناسی مراسم.
سریالهای مناسبتی از رمضان تا نوروز، مثل یک ساعت دیواری نامرئی، ریتم خوردن، خوابیدن و دورهمیهای ما را تنظیم کردهاند؛ از سفره افطار تا تماشای موبایلی امروز.
کتابفروشیهای مستقل فقط محل فروش کتاب نیستند؛ هرکدام تکهای از حافظه فرهنگی شهرند. در این یادداشت از ویترین کوچک تا مشتری ثابت، روایت میکنیم چرا خاموششدن یک کتابفروشی محلی شبیه پاکشدن بخشی از خاطره جمعی است.
از سماور روسی تا گلدان بلور و بوفه؛ روایت «اشیای مشترک» در خانههای ایرانی و اینکه چگونه طبقه، آرزو و مهمانداری را کُدگذاری میکردند.
چمدان فلزی پدر فقط وسیلهٔ سفر نبود؛ آرشیو سیّار خانواده بود. روایتی نشانهشناسانه از خطوخشها، قفل، بو و اشیایی که تاریخ شخصی را حمل میکردند.
در این جستار از «زبان نوستالژی» میگوییم؛ واژهها و تکیهکلامهایی مثل «جاندلم» و «الهی قربونت برم» که از خانه مادربزرگ آمدهاند و با شنیدنشان، بوی چای عصرانه، رادیو و سفره قدیمی در حافظه نسلی ما زنده میشود.
سفر با ماشین پدر و نوارهای کاست، برای خیلی از ما آرشیوی از جادههای دوطرفه، استراحتگاههای بینراهی و حالوهوای خانواده است؛ روایتی از این نغمهها و تغییر نسلها.
در این جستار به حیاطهای قدیمی، کوچههای خاکی و عصرهای تابستانی شهرهای کوچک ایران سر میزنیم؛ جایی که ادبیات شهرهای کمصدا، حافظهای برای مقاومت در برابر فراموشی و شتاب شهرهای بزرگ میسازد.
در این یادداشت تحلیلیـروایی از مانی فرهام، به پشت صحنه سریال شهرزاد تا سریالهای پلتفرمی امروز سر میزنیم؛ جایی که نور، لوکیشن، لباس و رابطه کارگردان و بازیگر، حافظه جمعی و نوستالژی ما را میسازند.
قالی عشایری را مثل یک متن رمزگذاریشده بخوانید: از لوزی و چشمزخم تا درخت زندگی و راهها؛ روایت ترسها، امیدها و ریتم کوچ.
«کراش» و «سیتوایشنشیپ»؛ عشق نیمهتعریفشدهی نسل آنلاین
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
دلآرام؛ آرامشی که از یک صدا شروع میشود
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
یک بیت، یک زندگی؛ شعرهایی که با ما بزرگ شدند
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
اولین سوگ؛ وقتی کودک درون برای اولینبار «نبودن» را فهمید
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
ترشیهای شیشهای؛ زمان خوابیده در طعم
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404