چرا دستخط پدر و یادداشتهای کاغذی هنوز از طولانیترین چتهای پیامرسان صمیمیترند؟ در این یادداشت از بوی کاغذ، فشار قلم، لکه چای و حافظه جمعی میگوییم و سرنوشت دستخط را در عصر اسکرین جستوجو میکنیم.
بازگشت نویسنده به شهر و محله کودکی فقط سفر به گذشته نیست؛ لحظهای است که میفهمیم مکان، یکی از شخصیتهای اصلی هر روایت است و میتواند خاطرات ما را بازنویسی کند.
قصههای مدرسه و انشا؛ از بوی دفتر نو تا فایل ورد. در این یادداشت، مانى فرهام از انشاهایی میگوید که در آنها اولینبار «خودمان» را نوشتیم و مدرسه را به کارگاه خاطرهسازی و خودآگاهی تبدیل کردیم.
روایت تحلیلی از رمانهای ممنوعه و نیمهممنوع دهه ۸۰ و ۹۰ که پنهانی در کیف مدرسه و زیر پتو خوانده میشدند و برای نسل نوجوان ایرانی، نوعی بلوغ فکری، عاطفی و سیاسی ساختند.
در این یادداشت از مجله خاطرات، نقش ادبیات کودک، از شعرهای ساده «حسنی» تا قصههای شب رادیو، در ترمیم زخمهای کوچک کودکی و ساختن حافظهای امن برای بزرگسال امروز را با نگاهی روانشناختی و نوستالژیک بررسی میکنیم.
پیادهروی عصر پلها در ایران؛ روایتی سینمایی از معماری، شعر و آرامش شهری. از سیوسهپل تا پل طبیعت، چگونه قدمزدن خاطره میسازد و پیوند میدهد؟
سکوت شب روستا را چون موسیقی آرام زمین بشنوید؛ سفری حسی و فرهنگی به باند صوتی نامرئی شب، نسبت انسان با تاریکی و آرامش، و نقش آن در حافظه و نوستالژی.
صدای بالزدن کبوترها چگونه صبح محله را به شعری زنده بدل میکند؟ تحلیلی شنیداری-تصویری با رویکرد نوستالژی و خاطرات جمعی ایرانی.
سفری چندحسی به شیراز؛ جایی که بوی بهار نارنج به موسیقی و نور بدل میشود و در آیینها، معماری و دورهمیهای خانوادگی جنوب ایران میپیچد.
پرسهزنی حسی در حیاطهای نارنج شیراز؛ از نور و سایه تا حوض و آب، معنای آرامش، بوها و آیینهای خانگی در فرهنگ ایرانی را شاعرانه–تحلیلی میخوانید.
تیتراژ سریالها قبل از شروع؛ چطور موسیقی و تصویر خانه را پر از حس میکند
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مربای خانگی روی نان داغ صبحگاهی؛ طعمی که یاد روزهای گرم تابستان را میآورد
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مهدیس؛ نوری آرام در گوشهی خاطرهها
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
فریبا؛ آیا زیبایی میتواند اینقدر آرام باشد؟
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
«الهه» چرا هنوز مثل دعا در گوشم است؟
تاریخ انتشار: 31 تیر 1405