دسته: سینما و تلویزیون خاطره‌انگیز

زوج ایرانی در سالن سینما با نور پروژکتور؛ نمادی از سینما و خاطره عاشقانه و فیلم‌هایی که زمان را نگه می‌دارند

سینما و خاطره عاشقانه؛ چرا بعضی فیلم‌ها «زمان» را نگه می‌دارند؟

چرا بعضی فیلم‌ها در خاطره عاشقانه مثل میخِ زمان عمل می‌کنند؟ روایتی فرهنگی از تصویر، موسیقی و مکث‌هایی که عشق را نگه می‌دارند.

مقایسه بصری از دکورهای سنگین «هزاردستان» تا خیابان‌های نئونی «قورباغه» و تحول زبان تصویری سریال‌های ایرانی در ۴۰ سال

از «هزاردستان» تا «قورباغه»؛ تطور زبان تصویری ایران در ۴۰ سال

از «هزاردستان» تا «قورباغه»، زبان تصویری سریال‌های ایرانی در ۴۰ سال گذشته دگرگون شده است؛ از دکورهای سنگین و قاب‌های تئاتری تا فضاهای شهری معاصر، نورهای تیره و نئونی، و ریتم‌های تند. این مقاله، این تغییر را به‌عنوان آینه‌ای از حافظه جمعی و ذهنیت ما نسبت به قدرت، عشق، خشونت و تنهایی تحلیل می‌کند.

شهر در سینمای ایران با خیابان بارانی تهران، تاکسی‌ها و عابران؛ تصویر نمادین از نقش خیابان‌ها و شهر در خاطره جمعی ما

شهر در سینمای ایران؛ خیابان‌هایی که هیچ‌وقت از ذهن ما پاک نشدند

از «تهرانِ بارانی» تا کوچه‌های رشت و پل‌های اصفهان، شهر در سینمای ایران فقط لوکیشن نیست؛ شخصیتی پنهان است که حافظه جمعی، طبقه، تنهایی و عشق را در قاب خیابان‌ها روایت می‌کند.

Iranian family drinking evening tea while watching a classic dubbed movie on an old TV, nostalgic scene about Persian voice acting and childhood memories

چای عصرگاهی و فیلم‌های دوبله؛ هنر صداپیشگی چگونه نسل ما را تربیت کرد؟

چای عصرگاهی، بخار استکان کمر باریک و صدای دوبله؛ نسلی که با این سه‌گانه بزرگ شد. در این یادداشت روایی–تحلیلی، از نقش پنهان هنر صداپیشگی در تربیت عاطفی و اخلاقی دهه‌های ۶۰، ۷۰ و ۸۰ می‌گوییم.

سکانس صمیمی از خانواده ایرانی در حال تماشای سریال قدیمی در اتاق نشیمن با نور زرد و حال‌وهوای نوستالژیک

سکانسی که ما را ساخت؛ چرا صحنه‌های ساده سریال‌های قدیمی بیشتر از بلاک‌باسترها می‌مانند؟

چرا یک گفت‌وگوی آرام در آشپزخانه سریال‌های قدیمی، از انفجارهای بلاک‌باسترها ماندگارتر است؟ در این مقاله مفهوم «سکانس سازنده» را در حافظه عاطفی و نوستالژی ایرانی بررسی می‌کنیم.

خانواده ایرانی در حال تماشای سریال مناسبتی نوروز و رمضان در تلویزیون و موبایل به‌عنوان ساعت دیواری نامرئی و ریتم‌ساز زندگی

سریال‌های مناسبتی؛ تقویم تلویزیون و ریتم زندگی ما

سریال‌های مناسبتی از رمضان تا نوروز، مثل یک ساعت دیواری نامرئی، ریتم خوردن، خوابیدن و دورهمی‌های ما را تنظیم کرده‌اند؛ از سفره افطار تا تماشای موبایلی امروز.

پشت صحنه سریال شهرزاد و سریال‌های پرخرج امروز با مقایسه نور، لوکیشن و عوامل فیلمبرداری در یک قاب سینمایی

پشت صحنه‌هایی که ندیدیم؛ روایت سریال شهرزاد تا سریال‌های پرخرج امروز

در این یادداشت تحلیلی‌ـ‌روایی از مانی فرهام، به پشت صحنه سریال شهرزاد تا سریال‌های پلتفرمی امروز سر می‌زنیم؛ جایی که نور، لوکیشن، لباس و رابطه کارگردان و بازیگر، حافظه جمعی و نوستالژی ما را می‌سازند.

نوستالژی نوارهای ویدئو و کاست در یک پذیرایی ایرانی قدیمی با تلویزیون برفکی و نوارهای دست‌نویس

نوستالژی نوارهایی که کیفیت‌شان پایین اما سرشار از حال خوش بودند

نوستالژی نوارهایی که کیفیت‌شان پایین اما سرشار از حال خوش بودند؛ از نوار ویدئو و کاست تا تصویر برفکی و صدای خش‌خش، چطور این نقص‌های تکنیکی تبدیل به زبان عاطفی یک نسل و منبع هویت و خاطره شده‌اند؟

خانواده ایرانی در حال تماشای تلویزیون قدیمی با دکور دهه ۶۰؛ بازگشت سینمای امروز به حال‌وهوای نوستالژیک و حافظه جمعی

سینمای امروز، حافظه دیروز؛ چرا بازگشت به ژانرهای دهه ۶۰ دوباره محبوب شده؟

چرا در عصر پلتفرم‌ها و جلوه‌های ویژه، سینمای امروز دوباره به حال‌وهوا و ژانرهای دهه ۶۰ برگشته است؟ این مقاله به ریشه‌های نوستالژیک، حافظه جمعی و معنای بازآفرینی آن دوران در فیلم‌ها و سریال‌های امروز می‌پردازد.

صحنه‌ای سینمایی از دو نسل درون یک ماشین ایرانی با صورت‌های نیمه‌در سایه و سایه‌درخت‌ها روی شیشه، الهام‌گرفته از سایه‌ها در سینمای کیارستمی و حافظه جمعی ایران

نقش سایه‌ها در سینمای کیارستمی؛گفت‌وگوی خاموش دو نسل هنر

در این مقاله نقش سایه‌ها در سینمای کیارستمی را دنبال می‌کنیم؛ از سایه‌درخت‌ها و آدم‌ها تا فضاهای نیمه‌روشن، به‌عنوان گفت‌وگوی خاموش دو نسل هنر و حافظه جمعی ایران.