روایتی عملی و نوستالژیک از قیصیهای آفتابخورده؛ مهارتهای خانگی مادران، تقسیمکار حیاط، مدیریت زمان و نور، نگهداری درست و راهحل چالشهای رایج.
روایتی مردمنگارانه از تابستان و مراسم آبپاشان در ایران؛ از حوضهای حیاط تا پارکهای شهری، صداها و خندهها و شکلگیری خاطرات ماندگار.
روایتی مردمنگارانه از زمستان و نذرهای محلی؛ از نانوایی و قهوهخانه تا کرسی خانههای قدیمی و خوراکهای آیینی که گرما و همدلی میساختند.
روایتی زنده از رقص داسها بعد از برداشت گندم؛ از نغمهٔ دایره و دود کاه تا شکلگیری جشن جمعی روستا و ریتمهای شبانهای که در حافظهٔ ما ماندگار میشوند.
جشن باران اول، پیوند بوی خاک خیس و نان تازه با نوستالژی ایرانی؛ روایتی از آیینهای محلی، نقش کودکان، حافظهی حسی و راههای زنده نگهداشتن این سنت.
روایتی اجتماعی از آیین بارانخوانی در پاییز خشک؛ از آواز کاسههای مسی کودکان تا نقش زنان و پذیرش بزرگترها؛ پیوند امید، سنت و حافظه جمعی.
بوی خاک نمخورده بعد از باران، محرک قدرتمند حافظهی بویایی ماست؛ از حیاط و کوچه تا شستن فرش عید و دمافطار، حس پاکی و شروع دوباره را زنده میکند.
روایتی میدانی از نوید اسفندیاری دربارهٔ پاییز و بوی خرمن در روستاهای ایران؛ برداشت محصول، آیینها، لهجهها و نقش آنها در شکلگیری خاطرات نسلی.
روایتی تحلیلی از جشن چیدن انار در نیریز: مناسک برداشت، نقشهای خانواده، زبان بدن زنان در دانهکردن، و شبکه اقتصادی از باغ تا بازار.
روایتی بافتمحور از آیین خرمنکوبی در گرمای تیر: خاک طلایی، داسهای براق، تقسیم وظایف نسلها و نقش آواز کار در نظمدهی و اقتصاد معیشتی روستا.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405