دسته: خاطره‌های محلی و اقلیمی

ایوان خانه خشتی با صندلی حصیری و سینی شربت به‌لیمو در عصر مرداد؛ بازنمایی نوستالژی ایوان‌نشینی در محله ایرانی

ایوان خانه‌های خشتی محله؛ صندلی حصیری، لیوان شربت به‌لیمو و باد داغ مرداد

ایوان خانه‌های خشتی، صندلی حصیری و شربت به‌لیمو زیر باد داغ مرداد؛ روایتی قوم‌نگار از نقش ایوان در گفت‌وگو، تربیت، آیین‌های محلی و نوستالژی ایرانی.

جشن روستایی پس از برداشت گندم با رقص داس‌ها، نوازندهٔ دایره، دود کاه و نور فانوس در شبی نوستالژیک؛ بازتاب موسیقی محلی و آیین‌های جمعی.مجله خاطرات

رقص داس‌ها بعد از برداشت گندم؛ شبی که روستا جشن می‌گیرد

روایتی زنده از رقص داس‌ها بعد از برداشت گندم؛ از نغمهٔ دایره و دود کاه تا شکل‌گیری جشن جمعی روستا و ریتم‌های شبانه‌ای که در حافظهٔ ما ماندگار می‌شوند.

تصویر نانوایی محلی ایران با تنور سنگی، تافتون داغ و کماج کنجدی؛ روایت بصری از نان‌های محلی و رموز پخت خانگی

نان‌های محلی ایران؛ از تافتون تا کماج و رموز پخت خانگی

سفری به نان‌های محلی ایران؛ از تافتون و سنگک تا کماج و فطیر. با روایت نوید اسفندیاری، رموز پخت خانگی و نقش نان در سفره و فرهنگ ایرانی را بشناسید.

تصویر جشن باران اول در حیاط روستایی ایران؛ پیرمردها در حال بوییدن خاک خیس، زنان مشغول پخت نان تازه و کودکان در حال جمع‌آوری هیزم.مجله خاطرات

جشن باران اول؛ بوی خاک خیس و نان تازه

جشن باران اول، پیوند بوی خاک خیس و نان تازه با نوستالژی ایرانی؛ روایتی از آیین‌های محلی، نقش کودکان، حافظه‌ی حسی و راه‌های زنده نگه‌داشتن این سنت.

صحنه‌ای نوستالژیک از محله‌های قدیمی ایران با چادر مشکی، روپوش سرمه‌ای مدرسه، لباس کار آبی نفتی و پیراهن‌های گل‌دار؛ بازتاب رنگ لباس‌ها و ریتم زندگی

رنگ لباس‌ها و ریتم زندگی؛ سبک پوشش در محله‌های قدیمی ایران

روایتی تحلیلی از رنگ لباس‌ها و ریتم زندگی در محله‌های قدیمی ایران؛ از چادرهای مشکی تا روپوش مدرسه و لباس کار، و نشانه‌های طبقاتی، فصلی و جمعی.

برنج دودی شمال در لحظه‌ی باز شدن درِ پلوپز؛ بخار دودی که خانه‌ی شمالی را به جنگل مه‌آلود شبیه می‌کند، کنار قابلمه مسی و مادر شمالی.مجله خاطرات

برنج دودی شمال؛ لحظه‌ای که در پلوپز باز می‌شد و تمام خانه جنگل می‌شد

روایت اتنوگرافیک برنج دودی شمال؛ لحظه‌ی باز شدن درِ پلوپز، بوی دودِ جنگل در خانه، ریتم آشپزی مادران، و نسبت غذا با رطوبت، طبیعت و خاطره.

تصویر قوم‌نگارانه از خوراک‌های خیابانی شهرهای ایران؛ لبو، باقالی، بلال، فلافل آبادان، فالوده شیراز و باقلوای داغ بازار در فضای بازار و خیابان، پیونددهنده خاطرات و طعم‌های ماندگار.

خوراک‌های خیابانی شهرهای ایران؛ از لبو تا باقلوای داغ بازار

سفری قوم‌نگارانه در خوراک‌های خیابانی شهرهای ایران؛ از لبو و باقالی زمستانی تا فالوده شیراز و باقلوای داغ بازار، با روایت حس‌ها، آیین‌ها و خاطرات مشترک.

آیین باران‌خوانی در پاییز خشک با کودکان و کاسه‌های مسی، نقش زنان در همنوایی و واکنش بزرگ‌ترها در کوچه‌های کاه‌گلی؛ روایت فرهنگی و امید به باران.مجله خاطرات

آیین باران‌خوانی در پاییز خشک؛ آواز کاسه‌های مسی

روایتی اجتماعی از آیین باران‌خوانی در پاییز خشک؛ از آواز کاسه‌های مسی کودکان تا نقش زنان و پذیرش بزرگ‌ترها؛ پیوند امید، سنت و حافظه جمعی.

صحنه‌ای نوستالژیک از لالایی‌های محلی ایران؛ مادربزرگ در نور چراغ نفتی کنار سماور برای خواب کودک زیر لحاف دست‌دوز می‌خواند؛ میراث شفاهی و خاطرات خانوادگی

شعرهای محلی و لالایی‌ها؛ میراثی که نسل‌ها را به‌هم پیوند می‌دهد

شعرهای محلی و لالایی‌ها در ایران پلی میان نسل‌ها هستند؛ نغمه‌هایی از مادران و مادربزرگ‌ها که ترس، امید، مهاجرت و دلتنگی را در خاطرات خانوادگی زنده نگه می‌دارند.

حیاط ایرانی خیس بعد از باران با بوی خاک نم‌خورده و شلنگ آب روی آسفالت داغ؛ حس پاکی، شروع دوباره و نوستالژی.مجله خاطرات

بوی خاک نم‌خورده؛ بوی تولد دوباره‌ی زمین و احساس پاکی

بوی خاک نم‌خورده بعد از باران، محرک قدرتمند حافظه‌ی بویایی ماست؛ از حیاط و کوچه تا شستن فرش عید و دم‌افطار، حس پاکی و شروع دوباره را زنده می‌کند.