دسته: خاطره‌های محلی و اقلیمی

صبح اول پاییز در روستای ایرانی با مه غلیظ، زنگ گاو و انبار شدن نخستین هیزم‌های زمستان؛ مردم‌نگاری میدانی با تمرکز بر صداها و بوی خاک نم‌خورده.مجله خاطرات

صبح اول پاییز در روستا؛ مه غلیظ، صدای گاوها و اولین هیزم‌های زمستان

روایتی میدانی از صبح اول پاییز در روستا؛ مه غلیظ، بوی خاک نم‌خورده، زنگ گاو و جمع‌آوری نخستین هیزم‌ها؛ ریز‌رفتارها، صداها و آیین‌های فصلی.

تصویر بهاری از جشن‌های کوچک محلی ایران: خانواده‌ها در پیک‌نیک سیزده‌به‌در با سفره ایرانی و سبزه، کودکان در حال گره‌زدن علف و میرآب کنار جوی آب؛ حس نوستالژی و همیاری.

بهار و جشن‌های کوچک محلی؛ از سیزده‌به‌در تا آیین آبیاران

روایتی مردم‌نگارانه از بهار و جشن‌های کوچک محلی در ایران؛ از سیزده‌به‌در و جمع‌های خانوادگی تا آیین آبیاران، زبان و ژست‌ها و نقششان در حافظهٔ نسلی.

مادربزرگ ایرانی در خانهٔ سنتی کنار سماور و چرخ خیاطی، واژه‌های محلی معلق در هوا؛ دایره‌المعارف کوچک گویش‌های محلی و خاطرات خانوادگی.مجله خاطرات

واژه‌های مادربزرگ؛ دایره‌المعارف کوچک گویش‌های محلی

واژه‌های مادربزرگ چگونه دایره‌المعارفی از گویش‌های محلی و اخلاق نسل‌های پیش را در خانه‌های ایرانی می‌سازد؟ روایتی صحنه‌محور با تحلیلی مردم‌شناختی.

صحنه‌ای مردم‌نگارانه از پشت‌بام ایرانی با سینی‌های لواشک تازه در باد، کودکان و رفت‌وآمد همسایه‌ها در نور عصرگاهی؛ روایت کارخانه‌ی خانگی.مجله خاطرات

رقص باد روی لواشک‌های تازه؛ پشت‌بام به‌عنوان کارخانه کوچک خانگی

یک روایت مردم‌نگارانه از پشت‌بام‌های ایرانی؛ جایی که باد روی لواشک‌های تازه می‌رقصد، کودکان همکارند و همسایه‌ها ناظران کارخانه‌های خانگی.

دست‌فروش خربزه در ظهر تابستان تهران با ندای کشیده «آهای خربزه بیا»؛ بازنمایی نغمه‌ها و لهجه‌ها و حافظه شنیداری شهر در کوچه‌های محلی.مجله خاطرات

صدای کشیده «آهای خربزه بیا!»؛ آواز دست‌فروش‌هایی که خیابان را زنده می‌کردند

روایتی میدانی از نوید اسفندیاری درباره نغمه‌ها و لهجه‌های دست‌فروش‌های شهری؛ از «آهای خربزه بیا!» تا بلندگو و پیک، و نقش‌شان در حافظه شنیداری شهر.

دست‌های مادر در حال نیمه‌کردن زردآلو و چیدن قیصی آفتاب‌خورده روی سینی حصیری در حیاط ایرانی با نور ظهر تابستان.مجله خاطرات

قیصی‌های آفتاب‌خورده؛ دست‌های مادر و نیمه‌های زردآلو

روایتی عملی و نوستالژیک از قیصی‌های آفتاب‌خورده؛ مهارت‌های خانگی مادران، تقسیم‌کار حیاط، مدیریت زمان و نور، نگهداری درست و راه‌حل چالش‌های رایج.

تصویر آیینی آب‌پاشان در تابستان ایران با حیاط سنتی، حوض فیروزه‌ای و خنده‌های کودکان؛ بازنمایی نوستالژی و سنت‌های خنکای عصر تابستان.

تابستان و مراسم آب‌پاشان؛ سنت‌هایی که فراموش نمی‌شوند

روایتی مردم‌نگارانه از تابستان و مراسم آب‌پاشان در ایران؛ از حوض‌های حیاط تا پارک‌های شهری، صداها و خنده‌ها و شکل‌گیری خاطرات ماندگار.

منظر شهری از پشت پنجره در ایران؛ کوچه با رخت پهن‌شده، نانوایی محله، تاکسی‌های زرد و بالکن‌های پرگلدان در نور عصرگاهی.مجله خاطرات

شهرهای ایران از پشت پنجره؛ روایت زندگی در کوچه‌هایی که جهان ما بودند

روایتی میدانی از ناوید اسفندیاری درباره «شهرهای ایران از پشت پنجره»: از تهران تا جنوب، بوی نان و صدای دوره‌گردها، روابط همسایه‌ها و تغییر سبک زندگی.

کتاب‌فروشی محلی با قفسه‌های چوبی و کتاب‌های دست‌دوم، حضور دانش‌آموز و دانشجو و معلم؛ فضایی گرم با بوی کاغذ کهنه و پاتوق گفت‌وگو.مجله خاطرات

کتاب‌فروشی و بوی کاغذ کهنه؛ پاتوق دانش‌آموز و دانشجوها

روایتی قوم‌نگارانه از کتاب‌فروشی محلی و بوی کاغذ کهنه؛ پاتوق دانش‌آموز و دانشجوها. از نقش این فضا در شکل‌گیری سلیقه، گفت‌وگو و دوستی تا چالش‌های عصر آنلاین و راه‌حل‌های بومی.

تصویر زمستان و نذرهای محلی در کوچهٔ ایرانی با برف، سماور بخارکرده، سینی‌های حلوا و نان صلواتی و کرسی خانهٔ قدیمی؛ روایت گرمای همدلی و نوستالژی

زمستان و نذرهای محلی؛ قصه گرمایی که در سرما ساخته می‌شد

روایتی مردم‌نگارانه از زمستان و نذرهای محلی؛ از نانوایی و قهوه‌خانه تا کرسی خانه‌های قدیمی و خوراک‌های آیینی که گرما و همدلی می‌ساختند.