دسته: خاطره‌های محلی و اقلیمی

بهار در کوهپایه‌ها با چیدن والک کنار رودخانه، برگ‌های تازهٔ بلوط و سنگ‌های خیس؛ روایت حسی از بوی خاک نم‌خورده و صدای آب در طبیعت ایران.مجله خاطرات

بهار در کوهپایه‌ها؛ چیدن والک، عطر بلوط تازه و صدای رودخانه

روایتی حسی از بهار در کوهپایه‌ها؛ چیدن والک، بوی بلوط تازه و همهمهٔ رودخانه. پیوند زیست‌فصل با آیین‌های محلی، گفت‌وگو درباره بارندگی و اخلاق برداشت پایدار.

تابستان باغ‌های زردآلو در خانه‌ای ایرانی با تکاندن شاخه‌ها و خشک‌کردن برگه زردآلو روی سینی‌های آفتابی؛ تصویری نوستالژیک از اقتصاد کوچک خانگی.مجله خاطرات

تابستان باغ‌های زردآلو؛ تکاندن شاخه‌ها و برگه‌های داغ آفتابی

از بالا رفتن از درخت و تکاندن شاخه‌ها تا خشک‌کردن برگه‌های زردآلو در آفتاب؛ روایت اقتصاد کوچک خانگی و آیین تابستانی خانه‌های ایرانی.

نوحه‌خوانی نوجوانان در محرم محله با صدای دورگه و نوحه محلی؛ بلندگوهای ساده در کوچه و پرچم‌های سبز و سیاه؛ صدای هیئت محله با حال‌وهوای نوستالژیک.مجله خاطرات

نوحه‌خوانی نوجوانان در محرم محله؛ صداهای در حال تغییر که سوز محلی داشتند

روایتی میدانی از نوحه‌خوانی نوجوانان در محرم محله؛ صدای دورگه، سوز نوحه محلی و پژواک کوچه. نقش میکروفن، نوار و موبایل در شکل‌دهی سبک‌ها.

نمای سحرگاهی از نانوایی محلی ایران با بوی نان تنوری خیابان؛ زن نانوا با کفگیر چوبی، صف همسایه‌ها و بخار داغ نان تازه داغ.مجله خاطرات

بوی نان تنوری خیابان؛ زنی که هر صبح با کفگیر چوبی محله را بیدار می‌کرد

گزارشی میدانی از بوی نان تنوری خیابان و زنی که هر صبح با کفگیر چوبی محله را بیدار می‌کرد؛ تحلیلی از تغییرات اجتماعی، صف نان و نانوایی‌های امروز و پیوند همسایه‌ها.

صبحانه‌ محلی در خانه‌ مادرجون با کره‌ دست‌زده، نان تابه‌ای و سماور ذغالی؛ فضایی نوستالژیک از خانه‌ ایرانی قدیم و آیین صبحگاهی.مجله خاطرات

صبحانه محلی در خانه مادرجون؛ کره دست‌زده، نان تابه‌ای و بوی چای ذغالی

روایتی حسی از صبحانه‌ محلی در خانه‌ مادرجون؛ کره‌ دست‌زده، نان تابه‌ای و بوی چای ذغالی. سفری به آیین صبحگاهی ایرانی و پیوند نسل‌ها پای سفره‌ی ساده و اصیل.

اتاق ساده بلوچ با حصیر، پنکه سقفی و مادر در لباس بلوچی در حال خواندن لالایی؛ نغمه‌های محلی جنوب و حافظه شنیداری کودک.مجله خاطرات

لالایی بلوچ؛ صدایی کشیده، گرم و شنی که شب‌های طولانی جنوب را کوتاه می‌کرد

روایتی تحلیلی از لالایی بلوچی؛ صدایی کشیده و گرم از نغمه‌های محلی جنوب که حافظه شنیداری کودک را می‌سازد، از اقلیم شنی تا امروزِ مهاجرت و آپارتمان‌نشینی.

آش دوغ اردبیل زیر باران در کوچه‌ای خیس؛ بخار کاسه‌ها، دیگ مسی و پیرزن آش‌پز با چوب‌دستی، صف مشتری‌ها و فضای نوستالژیک شهری.مجله خاطرات

آش دوغ اردبیل زیر باران؛ بخار کاسه‌ها و چوب‌دستی پیرزن آش‌پز

گزارش میدانی نوید اسفندیاری از «آش دوغ اردبیل زیر باران»؛ روایت بخار کاسه‌ها، چوب‌دستی پیرزن آش‌پز، صدا و گویش محلی، ابزار سنتی و الگوهای اجتماعی خرید و خوردن.

کوچه‌باغ تابستانی با دیوارهای کاه‌گلی، سایهٔ درخت توت و موتور سه‌چرخ بستنی‌فروش؛ بچه‌ها در حال دویدن و رد لاستیک روی خاک.مجله خاطرات

تابستان‌های کوچه باغ‌؛ صدای موتور سه‌چرخ بستنی‌فروش و سایه درخت‌های توت

روایتی میدانی از تابستان‌های کوچه‌باغ؛ زنگ موتور سه‌چرخ بستنی‌فروش، سایهٔ درخت‌های توت و مسیر خاکی که کودکی و خاطره‌های بدنی ما را شکل می‌دهد.

تصویر میدانی آبگوشت در حیاط ایرانی با دیگ مسی قل‌زن، بخار رو به پنجره، نان سنگک و تافتون و جمع خانوادگی دور سفره در فضای محله.مجله خاطرات

آبگوشت؛ دیگی که ساعت‌ها قل می‌زد و محله را معطر می‌کرد

روایتی میدانی از آبگوشت در خانه‌های ایرانی؛ از صدای قل‌زدن دیگ مسی و بخارِ رو به پنجره تا نقش نان محلی و تقسیم‌کار دور سفره و پیوند محله.

تصویر مفهومی از لهجه‌ها و گویش‌های محلی ایران در بازار، حیاط شیرازی، صف نانوایی و اتوبوس؛ نقش لهجه در هویت و خاطرات جمعی

لهجه‌هایی که ما را ساختند؛ روایت زبان، هویت و خاطره در شهرهای ایران

گزارشی انسان‌شناختی از نوید اسفندیاری درباره لهجه‌هایی که ما را ساختند؛ این‌که چگونه گویش‌های محلی در شهرهای ایران هویت، روابط و خاطرات جمعی را شکل می‌دهند و راه‌های پاسداری از آن‌ها.