دسته: نغمه‌ها و لهجه‌ها

تصویر مفهومی از لهجه‌ها و گویش‌های محلی ایران در بازار، حیاط شیرازی، صف نانوایی و اتوبوس؛ نقش لهجه در هویت و خاطرات جمعی

لهجه‌هایی که ما را ساختند؛ روایت زبان، هویت و خاطره در شهرهای ایران

گزارشی انسان‌شناختی از نوید اسفندیاری درباره لهجه‌هایی که ما را ساختند؛ این‌که چگونه گویش‌های محلی در شهرهای ایران هویت، روابط و خاطرات جمعی را شکل می‌دهند و راه‌های پاسداری از آن‌ها.

مادربزرگ ایرانی در خانهٔ سنتی کنار سماور و چرخ خیاطی، واژه‌های محلی معلق در هوا؛ دایره‌المعارف کوچک گویش‌های محلی و خاطرات خانوادگی.مجله خاطرات

واژه‌های مادربزرگ؛ دایره‌المعارف کوچک گویش‌های محلی

واژه‌های مادربزرگ چگونه دایره‌المعارفی از گویش‌های محلی و اخلاق نسل‌های پیش را در خانه‌های ایرانی می‌سازد؟ روایتی صحنه‌محور با تحلیلی مردم‌شناختی.

دست‌فروش خربزه در ظهر تابستان تهران با ندای کشیده «آهای خربزه بیا»؛ بازنمایی نغمه‌ها و لهجه‌ها و حافظه شنیداری شهر در کوچه‌های محلی.مجله خاطرات

صدای کشیده «آهای خربزه بیا!»؛ آواز دست‌فروش‌هایی که خیابان را زنده می‌کردند

روایتی میدانی از نوید اسفندیاری درباره نغمه‌ها و لهجه‌های دست‌فروش‌های شهری؛ از «آهای خربزه بیا!» تا بلندگو و پیک، و نقش‌شان در حافظه شنیداری شهر.

صحنه‌ای نوستالژیک از لالایی‌های محلی ایران؛ مادربزرگ در نور چراغ نفتی کنار سماور برای خواب کودک زیر لحاف دست‌دوز می‌خواند؛ میراث شفاهی و خاطرات خانوادگی

شعرهای محلی و لالایی‌ها؛ میراثی که نسل‌ها را به‌هم پیوند می‌دهد

شعرهای محلی و لالایی‌ها در ایران پلی میان نسل‌ها هستند؛ نغمه‌هایی از مادران و مادربزرگ‌ها که ترس، امید، مهاجرت و دلتنگی را در خاطرات خانوادگی زنده نگه می‌دارند.

کودکی روی بام خانهٔ کاه‌گلی در غروب تابستان، نگاه به تپه‌ها و گلهٔ گوسفند؛ تداعی نغمه چوپانی و صدای نی در حافظه شنیداری کودکی.مجله خاطرات

کودکی با صدای نی چوپان؛ ملودی‌هایی که از پشت تپه‌ها می‌آمد و عصر را آرام می‌کرد

روایتی اتنوگرافیک از نغمه چوپانی و صدای نی که عصرهای تابستان را آرام می‌کرد؛ تحلیل نقش آن در حافظه شنیداری کودکی و مقایسه با تجربه امروز.

زنان ترک‌زبان در حیاط ایرانی کنار حوض فیروزه‌ای در حال شستن قالی؛ گفت‌وگوهای زنانه با لهجه نرم، کف صابون و صدای آب به‌عنوان حافظه شنیداری.مجله خاطرات

گفت‌وگوی زنان ترک‌زبان سر حوض؛ لهجه‌ای نرم که با صدای شستن قالی همراه می‌شد

تصویری شنیداری از حیاط ایرانی؛ گفت‌وگوی زنان ترک‌زبان سر حوض، صدای آب و ضربه‌های دست بر قالی چگونه صمیمیت، مرزبندی خانه/بیرون و حافظه‌ جمعی را می‌سازد؟

دسته‌ای از کشاورزان کرمانج در مزرعه، در حال خواندن دوبیتی‌های محلی و نغمه‌های کار با لهجه کرمانجی؛ ردیف‌های سبز، بوی خاک نم‌خورده و ابزار کشاورزی.مجله خاطرات

دوبیتی‌های بومی کرمانج؛ شعرهایی که سر زمین کشاورزی با باد مخلوط می‌شدند

روایتی میدانی از دوبیتی‌های بومی کرمانج در مزارع خراسان: نغمه‌های کار، لهجه کرمانجی و ثبت آن از ضبط‌صوت تا موبایل؛ پیوند شعر و حافظهٔ جمعی.