دسته: شهرها و محله‌ها

نمای عصرگاهی پارک محله در ایران با نیمکت، مسیر پیاده روی، وسایل ورزشی و همپوشانی نسل ها به عنوان نهاد اجتماعی روزمره

پارک محله؛ جایی که رشد کردیم و خاطره ساختیم

پارک محله فقط فضای سبز نیست؛ یک نهاد اجتماعی خاموش است که با مسیرها، نیمکت‌ها و روتین عصرگاهی، بدن و رفتار ما را بی‌درس شکل داد.

ورودی یک ساختمان مسکونی در ایران با آستانه ساکت و بالکن‌های خاموش؛ تصویر نماد ناپدیدشدن همسایه‌ها در محله‌های امروز

همسایه‌های ناپدیدشده: روایت محله‌هایی که آدم‌ها را گم کردند

روایت میدانی از محله‌هایی که همسایه‌ها در آن ناپدید می‌شوند؛ از آستانه‌های ساکت و بالکن‌های خاموش تا جابه‌جایی، معماری و زندگی دیجیتال.

منظره‌ای نوستالژیک از صداهای شهرهای ایران: اذان مسجد، بستنی‌فروش دوره‌گرد با زنگ، زنگ دوچرخه و قطار شهری در پس‌زمینه.

از صدای اذان تا بستنی‌فروش؛ صداهایی که شهرهای ایران را تعریف کردند

از اذان مسجد تا بوق بستنی‌فروش و صدای قطار شهری؛ روایتی میدانی از صداهایی که هویت شهرها و محله‌های ایران را می‌سازند و خاطرات مشترکمان را زنده می‌کنند.

نمای سحرگاهی از نانوایی محلی ایران با بوی نان تنوری خیابان؛ زن نانوا با کفگیر چوبی، صف همسایه‌ها و بخار داغ نان تازه داغ.مجله خاطرات

بوی نان تنوری خیابان؛ زنی که هر صبح با کفگیر چوبی محله را بیدار می‌کرد

گزارشی میدانی از بوی نان تنوری خیابان و زنی که هر صبح با کفگیر چوبی محله را بیدار می‌کرد؛ تحلیلی از تغییرات اجتماعی، صف نان و نانوایی‌های امروز و پیوند همسایه‌ها.

کوچه‌باغ تابستانی با دیوارهای کاه‌گلی، سایهٔ درخت توت و موتور سه‌چرخ بستنی‌فروش؛ بچه‌ها در حال دویدن و رد لاستیک روی خاک.مجله خاطرات

تابستان‌های کوچه باغ‌؛ صدای موتور سه‌چرخ بستنی‌فروش و سایه درخت‌های توت

روایتی میدانی از تابستان‌های کوچه‌باغ؛ زنگ موتور سه‌چرخ بستنی‌فروش، سایهٔ درخت‌های توت و مسیر خاکی که کودکی و خاطره‌های بدنی ما را شکل می‌دهد.

منظر شهری از پشت پنجره در ایران؛ کوچه با رخت پهن‌شده، نانوایی محله، تاکسی‌های زرد و بالکن‌های پرگلدان در نور عصرگاهی.مجله خاطرات

شهرهای ایران از پشت پنجره؛ روایت زندگی در کوچه‌هایی که جهان ما بودند

روایتی میدانی از ناوید اسفندیاری درباره «شهرهای ایران از پشت پنجره»: از تهران تا جنوب، بوی نان و صدای دوره‌گردها، روابط همسایه‌ها و تغییر سبک زندگی.

کتاب‌فروشی محلی با قفسه‌های چوبی و کتاب‌های دست‌دوم، حضور دانش‌آموز و دانشجو و معلم؛ فضایی گرم با بوی کاغذ کهنه و پاتوق گفت‌وگو.مجله خاطرات

کتاب‌فروشی و بوی کاغذ کهنه؛ پاتوق دانش‌آموز و دانشجوها

روایتی قوم‌نگارانه از کتاب‌فروشی محلی و بوی کاغذ کهنه؛ پاتوق دانش‌آموز و دانشجوها. از نقش این فضا در شکل‌گیری سلیقه، گفت‌وگو و دوستی تا چالش‌های عصر آنلاین و راه‌حل‌های بومی.

ایوان خانه خشتی با صندلی حصیری و سینی شربت به‌لیمو در عصر مرداد؛ بازنمایی نوستالژی ایوان‌نشینی در محله ایرانی

ایوان خانه‌های خشتی محله؛ صندلی حصیری، لیوان شربت به‌لیمو و باد داغ مرداد

ایوان خانه‌های خشتی، صندلی حصیری و شربت به‌لیمو زیر باد داغ مرداد؛ روایتی قوم‌نگار از نقش ایوان در گفت‌وگو، تربیت، آیین‌های محلی و نوستالژی ایرانی.

صحنه‌ای نوستالژیک از محله‌های قدیمی ایران با چادر مشکی، روپوش سرمه‌ای مدرسه، لباس کار آبی نفتی و پیراهن‌های گل‌دار؛ بازتاب رنگ لباس‌ها و ریتم زندگی

رنگ لباس‌ها و ریتم زندگی؛ سبک پوشش در محله‌های قدیمی ایران

روایتی تحلیلی از رنگ لباس‌ها و ریتم زندگی در محله‌های قدیمی ایران؛ از چادرهای مشکی تا روپوش مدرسه و لباس کار، و نشانه‌های طبقاتی، فصلی و جمعی.

تصویر قوم‌نگارانه از خوراک‌های خیابانی شهرهای ایران؛ لبو، باقالی، بلال، فلافل آبادان، فالوده شیراز و باقلوای داغ بازار در فضای بازار و خیابان، پیونددهنده خاطرات و طعم‌های ماندگار.

خوراک‌های خیابانی شهرهای ایران؛ از لبو تا باقلوای داغ بازار

سفری قوم‌نگارانه در خوراک‌های خیابانی شهرهای ایران؛ از لبو و باقالی زمستانی تا فالوده شیراز و باقلوای داغ بازار، با روایت حس‌ها، آیین‌ها و خاطرات مشترک.