آرامشی که در آغوش یک خاطره است؛ چگونه عاشقانههای قدیمی را به ابزاری برای خاطرهدرمانی امروز تبدیل کنیم و با آیینهای سادهٔ خانگی، زخمهای عاطفی را آرامتر کنیم.
نمکپاش نقرهای؛ جزئی کوچک اما پرمعنا روی سفرهی ایرانی. از نور زرد آشپزخانه تا صدای قاشق، روایتگر آداب، باورها و مهماننوازی و خاطرههای جمعی خانواده.
روایتی قومنگارانه از حیاط حمام قدیمی محله؛ حوض وسط، سطلهای آلومینیومی، دمپاییهای قرمز و بخار زمستان، و نقش این فضا در بدن، آیین و پیوندهای محلی.
بلیتهای قدیمی قطار چگونه به «شیء حافظه» بدل شدند؟ از بافت مقوا و مهر و دستخط تا روایتهای خانوادگی و دانشجویی؛ مقایسهای خواندنی با بلیت دیجیتال امروز.
کوچهی بنبست در شهر شلوغ بنبست نیست؛ جایی برای بازی نور، آکوستیک صدا و مناسک دیدار. این یادداشت از معماری صمیمیت و راهحلهای احیای آن میگوید.
سینماهای قدیمی ایران چگونه با معماری، نور و صدا، حافظه جمعی ما را شکل دادند؟ روایتی تحلیلی از فضای سالنها، رفتارهای تماشاگران و راهحلهای پاسداری از این میراث نوستالژیک.
روایتی اتنوگرافیک از نغمه چوپانی و صدای نی که عصرهای تابستان را آرام میکرد؛ تحلیل نقش آن در حافظه شنیداری کودکی و مقایسه با تجربه امروز.
چطور امتحانات نهایی و کنکور از سنجش آموزشی به آیینی ملی و بخشی از حافظه جمعی ایرانیان بدل شد؟ تحلیلی میدانی از اضطراب جمعی و فشار خانواده و مدرسه.
تحلیلی از صدای دورهگردها در زندگی شهری ایران؛ از نداهای یخدربهشت تا نوتیفیکیشن اپها، با نگاهی نوستالژیک به خاطرات و راهحلهای حفظ آن صداها.
استراحتگاههای بینراهی ایران را بهعنوان پناهگاههای بیادعا میکاویم؛ از نور زرد لامپ و تختهای فلزی تا بوی چای و بخار غذا که حس موقتیبودن و امنیت میآفریند.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405