معنی اسم ریحانه از ریشه و خاستگاه تا حس لطافت و خاطرهسازیاش؛ روایتی طبیعتمحور در مجله خاطرات با سؤالهای درگیرکننده برای نوشتن خاطره.
اکولوژی کاغذ در دانشگاههای ایران: کارت دانشجویی کاهی، تابلوی اعلانات، پوسترها و آگهیهای دستنویس که ریتم زندگی جمعیِ دانشگاه را زنده نگه میداشتند.
دفتر اولینها یک آرشیو زنده برای ثبت نقطههای عطف پنهان زندگی است؛ راهی ساده و فرهنگی برای دیدن رشد روانی، مرور امن احساسات و ساختن یادگار ماندگار.
وقتی کوچه قدیمی آسفالت میشود، نوستالژی شهری و خاطره جمعی در خطر محو شدن است؛ این متن راههای روایت محله و ثبت یادها را پیشنهاد میکند.
جمیله؛ نامی با زیبایی متین و «خوشچین» که از اشیای کوچک و یادگاریها تا حس نسلها و نقش آن در حافظه جمعی ایران، ردِ خاطره میکشد.
طنز نسل زد فقط خنده نیست؛ ابزاری برای تاب آوردن، حرف زدن و ساختن هویت در شبکههای اجتماعی است. میمها چه چیزی از زندگی امروز ایران میگویند؟
روایت مردمنگارانهٔ اولین دوچرخهسواری بدون کمکی در کوچهٔ خاکی؛ لحظهای که با صداها، ترسها و تشویقها، کودکی و نقشهای خانواده را آرام تغییر میدهد.
وقتی تقویم دیگر فقط برای برنامهریزی نیست و به شیء عاطفی تبدیل میشود، پذیرش تغییر تمرین میخواهد؛ با خاطرهها، یادگارها و آیینهای کوچک روزمره.
چمدان فلزی پدر فقط وسیلهٔ سفر نبود؛ آرشیو سیّار خانواده بود. روایتی نشانهشناسانه از خطوخشها، قفل، بو و اشیایی که تاریخ شخصی را حمل میکردند.
روایت نوید اسفندیاری از ترانههای رادیو موج کوتاه؛ خشخش همیشگی، لهجهٔ مجری و همکاری گوشها. تحلیلی نوستالژیک از خاطرهٔ شنیداری دههها و مقایسه با امروز.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405