چرا خاطرات خجالتآور چسبندهتر از خاطرات خوباند؟ از شرم و حافظه تا نشخوار ذهنی و توهم دیدهشدن؛ با راهکارهای عملی برای آشتی با این خاطرات.
اسم اردشیر، با ریشهای کهن و معنایی شاهانه، حسی از قدرت آرام و اصالت میدهد؛ در این متن نوستالژیک، خاطرهها و ترکیبهای خوشآوا را مرور میکنیم.
بازارچههای صنایعدستی فقط محل خرید نیستند؛ صحنهٔ اقتصاد خرد و تئاتر هویتاند. در این تحلیل میبینیم چرا ارزشِ دستساز همیشه در قیمت جا نمیشود.
شکلات عیدی، نقل و سکه فقط شیرینی نبودند؛ یک اقتصاد کوچکِ کودکی بودند که در دیدوبازدیدها، ارزشگذاری، تعارف و قواعد حضور در جمع را یادمان میدادند.
زلیخا نامی است که عشق و پایداری را در قصههای کهن زنده میکند؛ از روایت یوسف و زلیخا تا تداعیهای امروزیِ صبر، دلدادگی و بازگشت به خود.
در «ادبیات آپارتمانی» صحنهی داستان از کوچهی خاکی و حیاط مشترک به آسانسور، بالکن کوچک و پنجرههای رو به برج منتقل شده است؛ این جابهجایی چه تغییری در تنهایی، همسایگی و خاطرهسازی ایرانیها ایجاد کرده است؟
یادنامههای کوتاه میتوانند آیینی نرم برای سوگ و سالگرد باشند؛ چند خط درباره خاطره و فقدان که هر سال میماند و به التیام نزدیکترمان میکند.
دستورهای سادهٔ سفرههای بومی با روایت نوید اسفندیاری؛ از صبحانههای محلی تا خوراکهای کارگری. چرا حفظ این طعمها یعنی حفظ زبان محلی و حافظهٔ جمعی.
با یک قرار ثابت و سبک، آیین دوستی بسازید: فرسودگی برنامهریزی را کم کنید، جمعتان را زنده نگه دارید و خاطرهسازی را به روتین قابلدوام تبدیل کنید.
ترس از دست دادن و اضطراب جدایی گاهی از خاطرات کودکی و سوگ پنهان میآید؛ نشانهها و تمرینهای درمان درونی برای آرامترشدن را بخوانید.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405